میدونم خیلی درد داره! | نشست خبری


میدونم خیلی درد داره!

دیدارنیوزامید جهانشاهی *: تلخ، عاقل و خسته، خیلی شکسته ام. به خودم بگو چرا از اخبار بد انقدر عصبانی هستی؟ آیا در مورد پر کردن چیزی شنیده اید؟ چرا این همه خبر بد وجود دارد؟ در میان مرگ و درد، در ایران و جهان، این خبر مرگ شما را خیلی آزار داد؟

نمی دانم چرا، اما خبر فوت مهسا از آن دست خبری است که می زند و می سوزد. یک دختر جوان ۲۲ ساله به تازگی به سفر آمده است. آنها به اتهام روسری برای کارگردانی و…

نمی دانم داستان غم ظلم است یا داستان مانوس. اما فهمیدم این یکی از آن زخم های سوزان است.

این شعر را در سرم سوت بزن:
من یک درخت کلاغ روی شانه ام دارم و می دانم که خیلی درد دارد
پاهایم پر از زخم است و تبرم به شدت درد می کند
من کی هستم جز نقاب راز؟ من از درد بحران هویت رنج می برم
ژست بدون انگشتم خیلی درد داره
یک جنگجو در سرزمین من نشسته است، در یک قمار که ما باختیم
پسرم روی دستم دراز کشیده است و سپر من خیلی درد می کند
شما فقط منتظر نسخه باشید، من فقط منتظرم
یه بار دندونامو گذاشتم کبدم خیلی درد میکنه

من همیشه در صورت این شکست به مو روی می‌آورم. جاذبه و بازی با کلمات مرا آرام می کند، نسیم در معانی پنهان است. با صدای شجریان به حافظ پناه می برم:
برخیز کشتی شکست خورده من
امیدواریم بتوانیم دوباره از جلسه آشنا بازدید کنیم
ده روز پونی گاردون، افسانه ها و جادو
به جای دوستان فرصت، به فکر دوستان کرامت باش و سلامتی را شکر کن
روزی درویش بیچاره را از دست می دهی
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان بردبار و دشمنان بردبار آرزو می کنم که مردمی «صادر و بردبار» شویم و این حق دو دروازه مهلت است. و همچنین بقا و تداوم مالکیت و حکمرانی. حجاب را بدون آن نمی توان هدایت کرد که نتیجه معکوس نیز می دهد. مشکل اینجاست که نتیجه عکس به حجاب محدود نمی شود، دامن خیلی چیزهای دیگر را هم می پوشاند. ای کاش، ای کاش می توانستیم این شعر آموزنده را بر سر همه ما مردم و مسئولان در هر محفلی قرار دهیم. از سرشان و کار بر آن: «با یاران مرت با دشمنان مدارا» که درس حفظ و عمل به تقوا است. روح ایران و دین جوانمردی در عین حال است. مدرا، ماروت، مدرا، ماروت، مدرا، و ماروت.

روزنامه نگار و محقق