مرگ گورباچف ​​شکاف اروپا را در روسیه گسترش داد – POLITICO – DL-IT


هنگامی که مرگ میخائیل گورباچف، رهبر شوروی سابق اعلام شد، نخبگان در اروپای غربی برای ادای احترام درخشان به دولتمرد قهرمانی که به پایان جنگ سرد کمک کرد، صف کشیدند. برای بسیاری در اروپای شرقی، واقعیت کاملاً متفاوت است.

گابریلیوس لاندسبرگیس وزیر امور خارجه لیتوانی: لیتوانیایی ها گورباچف ​​را تحسین نخواهند کرد او گفت. ما هرگز این واقعیت را فراموش نمی کنیم که ارتش او غیرنظامیان را کشت تا اشغال کشور ما توسط رژیم او طولانی شود. سربازان او به معترضان غیرمسلح ما تیراندازی کردند و آنها را زیر تانک های او له کردند. اینگونه از او یاد خواهیم کرد.”

در حالی که اتحادیه اروپا با نحوه برخورد با حمله روسیه به اوکراین دست و پنجه نرم می کند، اختلاف بر سر میراث گورباچف ​​بار دیگر اختلافات عمیق بین بلوک ۲۷ کشوری را بر سر سیاست در قبال مسکو آشکار کرد.

کشورهایی مانند لیتوانی که نزدیک‌ترین به خط مقدم هستند، در برابر روسیه جدید تهاجمی آسیب‌پذیرتر هستند و دلایل بیشتری برای ترس از خواندن خیلی آرام تاریخ دارند.

کمتر از ۲۴ ساعت پس از اعلام مرگ گورباچف، شیوع لاندسبرگ تماشایی بود. تنها ساعاتی قبل، رئیس کمیسیون اروپا، اورسولا فون در لاین، گورباچف ​​را به عنوان یک “رهبر قابل اعتماد و مورد احترام” که “راه را برای اروپای آزاد هموار کرد” تحسین کرد.

امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه گفت: تعهد گورباچف ​​به صلح در اروپا تاریخ مشترک ما را تغییر داده است. اولاف شولز، صدراعظم آلمان گفت که رهبر سابق اتحاد جماهیر شوروی امکان وجود کشورش را به عنوان یک کشور متحد فراهم کرد.

تمجیدهای مشابهی از واشنگتن، لندن و دوبلین صورت گرفته است.

اما برای لیتوانیایی‌هایی مانند لندسبرگیس، رویدادهای حکومت گورباچف ​​امروز دردناک است. در ژانویه ۱۹۹۱ ارتش شوروی به پارلمان و مرکز تلویزیون و رادیو یورش برد و ۱۴ نفر را کشت. چند روز بعد، در حمله سربازان به وزارت دولت لتونی و تیراندازی، پنج نفر کشته شدند.

خونریزی در آنجا متوقف نشد. در آذربایجان ارتش شوروی ۱۵۰ نفر را کشت و در تفلیس گرجستان نیروهای شوروی مسلح به قمه و بیل بیش از ۲۰ نفر را کشتند.

هنگامی که سیاستمداران غربی دوران تاریخی و دراماتیک فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را شرح می دهند، اغلب این رویدادهای خشونت آمیز نادیده گرفته می شوند.

گورباچف ​​که در آن زمان رئیس جمهور بود، هرگونه اطلاع از این جنایات را رد کرد. گورباچف ​​در خاطرات خود در سال ۱۹۹۵ به این موضوع بحث برانگیز پرداخت و مدعی شد که نمی داند در کشورهای بالتیک چه اتفاقی می افتد و به طور مبهم به یک توطئه اشاره می کند.

کادری لیکا، یکی از اعضای ارشد شورای روابط خارجی شورای اروپا می گوید: «وقتی صحبت از خاطرات گورباچف ​​می شود، تجربه کشورهای بالتیک متفاوت است. برای بسیاری از اروپا، گورباچف ​​کسی بود که به جنگ سرد پایان داد، او اجازه داد آلمان دوباره متحد شود، در حالی که در کشورهای بالتیک، این خاطره است – بله، او آن را آغاز کرد. پرسترویکا گلاسنوست – اما او مخالف استقلال طلبی کشورهای بالتیک بود.

میخائیل گورباچف ​​و همسرش رایسا گورباچف ​​به همراه دبیر اول حزب کمونیست لیتوانی، آلگیرداس برازوسکاس در iauliai در ۱۲ ژانویه ۱۹۹۰ طی یک دیدار سه روزه از جمهوری شوروی لیتوانی. لیتوانی به طور قانونی از اتحاد جماهیر شوروی در ۱۱ مارس ۱۹۹۰ جدا شد Vitalijs Armands / خبرگزاری فرانسه از طریق Getty Images

درد حوادث خشونت آمیز سال ۱۹۹۱ به ویژه در لیتوانی هنوز قابل احساس است.

در اوایل سال جاری، خانواده های کشته شدگان در سرکوب شوروی در سال ۱۹۹۱ یک پرونده مدنی علیه گورباچف ​​تشکیل دادند. دادستان ها استدلال کردند که گورباچف، به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح شوروی در سال ۱۹۹۱، توانایی جلوگیری از حادثه را داشت، اما موفق به انجام این کار نشد.

در سال ۲۰۱۹، ده ها تن از مقامات سابق روسیه در دادگاه ویلنیوس به دلیل دست داشتن در این حملات به جنایات جنگی محکوم شدند. اما این حکم غیابی اعلام شد زیرا روسیه و بلاروس از استرداد آنها خودداری کردند.

در حالی که مرگ گورباچف ​​این زخم ها را باز می کند، درگیری های کنونی اروپا بر سر روسیه را نیز برجسته می کند.

از زمان تهاجم روسیه به اوکراین، سه گانه بالتیک و همچنین کشورهای بلوک شرق سابق مانند لهستان، موضع خصمانه ای در قبال جنگ اتخاذ کرده و خواستار واکنش شدیدتر اتحادیه اروپا شدند.

اعضای شرقی اتحادیه اروپا، با حافظه تاریخی کنترل شوروی که اروپای غربی ندارد، شرکای غربی خود را به دلیل ساده لوحی آنها در مورد ولادیمیر پوتین سرزنش کردند.

شکاف شرق و غرب بر سر نحوه پاسخگویی به پوتین از زمان آغاز جنگ در تمام حوزه های سیاست اتحادیه اروپا – از مذاکرات دردناک بر سر تحریم ها تا نیاز به تسریع استقلال انرژی از روسیه – با کشورهای بالتیک و اروپای شرقی نفوذ کرده است. به طور مکرر . خواستار اقدام قوی تر

این موضوع همچنین به مناقشات کنونی در مورد ممنوعیت بازدیدکنندگان روسی از اروپا دامن می زند. کشورهای بالتیک از اتحادیه اروپا خواستند تا ممنوعیت کامل سفر روسیه را اعمال کند، پیشنهادی که با مقاومت گروهی از کشورهای اروپای غربی مواجه شد.

در حالی که بیانیه های تمجید از گورباچف ​​به خاطر نقش او در پایان دادن به جنگ سرد و تضعیف صلح با غرب همچنان به شدت و به سرعت در حال پخش شدن است، دولت ولودیمیر زلنسکی سکوت کرده است. اقدامات گورباچف ​​در ارتباط با فاجعه هسته ای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ در تاریخ اوکراین بسیار مهم است.

رهبر اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان تصمیم گرفت تا این فاجعه را کم اهمیت جلوه دهد و تا هفته‌ها بعد به مردم نگوید که چه اتفاقی افتاده است. راهپیمایی های اول ماه مه در شهرها طبق برنامه ادامه یافت، حتی با انتشار تشعشعات در اوکراین، بلاروس و روسیه. دیدگاه گورباچف ​​در مورد جنگ پوتین در اوکراین در چند ماه گذشته نامشخص بوده است، زیرا او خواستار «توقف خصومت‌ها» و گفتگوهای صلح یک روز پس از حمله شد، اگرچه او از مقصر دانستن روسیه خودداری کرد.

گورباچف ​​همچنین از الحاق کریمه توسط پوتین در سال ۲۰۱۴ حمایت کرد، تخصیصی که اتحادیه اروپا و اکثر جامعه بین المللی آن را غیرقانونی می دانند.

مانند بسیاری از چهره‌های تاریخ جهان، میراث گورباچف ​​بخشی از افسانه و بخشی حقیقت است. وزیر امور خارجه لتونی، ادگار رینکوویچ، ممکن است در واکنش به مرگ گورباچف ​​در روز سه‌شنبه، به واقعیت نزدیک‌تر بوده باشد.

گورباچف ​​”در اصلاح اتحاد جماهیر شوروی تلاش کرد و شکست خورد” رینکوویچ توییت کرد. او گفت که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی “بهترین لحظه قرن بیستم” بود، اما آنقدرها هم ساده نبود.

پایان جنگ سرد عالی بود، اما کشتار مردم در تفلیس، ویلنیوس و ریگا نیز بخشی از میراث اوست. او باید توسط تاریخ قضاوت شود.

کامیل گی و زویا شفتالویچ در این گزارش مشارکت داشتند