ما نگران تراشیدن موهای بچه هایمان هستیم، اما نگران خراشیدن جان مربیان آنها نیستیم.


ما نگران تراشیدن موهای بچه هایمان هستیم، اما نگران خراشیدن جان مربیان آنها نیستیم.

چند روز پیش فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که نشان می داد مسئول مدرسه در حال کوتاه کردن موهای دانش آموزان است، بدون شک این کار جنبه های منفی زیادی دارد و هیچکس با این عمل موافق نیست، این عمل باعث توهین به کودکان و تخریب روحیه می شود. روح و دیگر چالش های روحی و روانی.

بر اساس گزارش ها دیدارنیوز_ خوزستان| آیا عزیزانی که علمای بسیار دلسوز و دلسوز بودند به جراحات او پرداختند و علل آن را بررسی کردند، به قول شاعر آیا همه موها را دیدند، آیا فر را هم دیدند؟

آیا عزیزانی که نسبت به کودکان، آینده سازان و آینده سازان جامعه بسیار همدل هستند به اهمیت آموزش و پرورش و معلمان آگاهی دارند؟ آیا مسیر آب به اندازه آب مهم نیست؟

بچه های ما مثل آب چشمه زلال هستند، اما آیا وقتی از اقیانوس می گذرند هنوز هم مثل آنها شفاف هستند؟ آیا واقعاً برای شما مهم بود که معلمان همان دانش آموزان را چاقو می کشند؟

کجا بودند دلسوزان و علما وقتی از معلمان فرزندانشان دفاع می کردند و می گفتند معلمان فرزندان ما باید تحصیلات کافی داشته باشند وقتی معلمان به دنبال تحصیل در دانشگاه های آزاد و ارتقای خود با هزینه شخصی بودند و دولت تمایلی به پذیرش مدرک آنها نداشت؟ حق تحصیل رایگان و عدم جلوگیری غیرمستقیم از تحصیل به هزینه آنها، این دلسوزان آن زمان کجا بودند؟

یک بار برای دانش آموزی رفتم در شرکتی که به درآمد خوبش معروف است درس بخوانم و او این نسبت را به معنای بهبود وضعیت معلم گرفت.

در زمان این مقایسه ها این نخبگان کجای جامعه بودند؟
وقتی معلم آمد و داد زد که وقتی من قبل و بعد از کلاس راننده سرویس دانش آموز هستم و این دانش آموز دیگر به درس من گوش نمی دهد، نخبگان جامعه کجا بودند که معلم را برای شام همراهی کنند؟

کجا بودند این دلسوزان در زمانی که دستورالعمل فروش اقساطی برنج و دستمال کاغذی به معلم توهین می کرد و نیاز فرهنگی جامعه را فریاد می زد؟

جامعه ای که خراش روح معلم و شعار تراشیدن سر بچه ها را نبیند، جامعه ای است که سطح را ببیند. *

معلمی که باید از صبح تا شب در خیابان راه برود، معلمی که منتظر تعطیلی مدارس است تا به معلم در روزهای تدریس کمک کند، معلمی که از شغلی که با عشق انتخاب کرده متنفر است و شغل دوم می بیند، نمی تواند. انتظار می رود، او دائماً در جریان همه ابعاد تربیتی، معنوی و روانشناسی بود.

من به این دلسوزان و نخبگان می گویم که این فردی که مزاحم مبارک مبارک شما شده است، همان فردی است که اجازه ادامه تحصیل را ندارد، درآمد کافی ندارد، شغل دومش معلمی است، همین فرد است. چه کسی برای امرار معاش باید برنج بخرد؟ حق بیمه است، همان فردی است که نماینده محترم مجلس گفته اگر درآمدش را زیاد کنیم پر می شود، همان فردی که گفته زیاد است. یا بیش از حد لازم و درآمد و دستاوردی ندارد، به آن توجه نشود.

شگفت انگیز است که ما فرزندان خود را به دست این جامعه سپرده ایم و انتظار داریم همه جنبه های روحی و روانی و تربیتی داشته باشد.

یکی از آن معلمان که هجده سال سابقه کار دارد مجبور شد کارش را رها کند و حالا در جای دیگری مشغول به کار است و در جلسه ای با همکلاسی های سابقش گفت اضافه کاری و پاداشی که الان می گیرم برابر با حقوق قبلی ام است! چرا؟

در پایان از این نخبگان دعوت می کنم در لابه لای تحلیل های سنجیده خود از خود گریزی به بررسی علل قضیه و دلایل ذکر شده بپردازند تا راه به سوی چشمه های پاک جامعه هموارتر شود. .