رمضان، ماه تدبر در قرآن / وقت تدبر (۵)


رمضان، ماه تدبر در قرآن / وقت تدبر (5)

MeetNews _ حسین جعفریآیه ۷ سوره آل عمران (و تقسیم آیات به قوی و متشابه) یکی از مهمترین آیاتی است که می توان آن را کلید و کلید فهم قرآن نامید.

بره هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههیم

او کسی است که این کتاب را برای شما فرستاد. برخی از آنها آیات قدرتمندی هستند [صریح و روشن]آنها مادر کتاب (و منبع تفسیر و فهم) هستند; سایر قسمت ها نیز همین گونه است (به معنای واقعی کلمه با آیات دیگر). پس کسانی که در دل خود انحراف دارند (در این اصل) باید به فتنه عمل کنند و تبیین آن را (در حالی که از نظر روحی متفاوت هستند) طلب کنند…».

در این آیه پس از تقسیم آیات کتاب الهی به دو گروه قوی (ام کتاب) و گروه های مشابه، این امر مؤید فهم آیات متشابه است; باید طبق هنجارها و موازین موجود در آیات قدرتمند عمل کرد تا از سوء تفاهم و خطا در حین کار جلوگیری شود!

نکات:

۱- آیات محکمات به آیاتی اطلاق می شود که مفهوم آنها روشن باشد تا جای بحث و گفتگو نباشد. (تفسیر العینه) شاید بتوان گفت منظور خداوند در این گونه آیات; به قدری واضح و مختصر است که جای هیچ تردیدی در کلیت، متافیزیک و موقت بودن آن (به معنای استقلال از شرایط) باقی نمی گذارد.

۲. کلمه «مشابه» در اصل به معنای چیزی است که اجزای مختلف آن شبیه به یکدیگر است، بنابراین به جملات و کلماتی که معنای آنها پیچیده و گاه با احتمالات مختلف است، «مشابه» می گویند. (مدل توضیحی)

از آنجا که اساس این تقسیم، کمک به مؤمنان در فهم تکلیف کار است; بنابراین تأمّل در آیه روشن می کند که تشابه ظاهری آیات دلیل اصلی تشابه نیست، بلکه شباهت بین دو یا چند آیه در «موضوع» است; ممکن است شباهت ها و شباهت هایی وجود داشته باشد، اما در همه موارد; درخواست متفاوتی مطرح شد.

۳- زیرا «آیات متشابه» نیز پس از توضیح آیات دادگاه ساخته می شود. (المیزان) پس قرن ها پس از نزول قرآن انتظار می رفت که آیات مشابه با آیات محکم تقویت شود؟! اما در عمل اینطور نیست؟ چرا؟

زیرا بر خلاف آیات متشابه در حوزه معرفت که با استناد به محکمات تقویت شده و از تشابه خارج می شود، در قسمت مهمی از آیات اجتماعی که متشابه نامیده می شود; آیاتی است که در حین کار از آنها استفاده می شود و کار جهادی است برای تشخیص درست موقعیت; هر آیه ای که بتواند یک عمل خاص را امروز نشان دهد و بر آن نظارت کند. دلیل تشابه آیات نیز همین است. برای این روز مراجعه به محاکم قرآنی ضروری است. به عبارت دیگر، این نوع آیات متشابه، اگرچه با هر اشاره به محکمات از ابهام و تشابه بیرون می آیند و در آن نقطه قوت می یابند، اما همیشه محکم نمی مانند، زیرا ماهیت آنها مربوط به زمان، مکان و شرایط است. . و زمینه های موضوعی، برای همین مدام با آیات مشابه سروکار داریم!

۴- اگر بپذیریم که قرآن از آیاتی برای بیان معارف و اخلاق و آیات اجتماعی برای تنظیم روابط اجتماعی (یعنی بیان روابط انسان با طبیعت و انسان و … را در بر می گیرد) می توان گفت. این که آیات متشابه در زمینه تعلیم و تربیت یک بار به محاکم ارجاع می شود، آیات محکمه تقویت و مداخله می شود، اما آیات مشابه، تنها در مورد خاص استناد به آیات محکمه و با تغییر شرایط، تقویت می شود. بار دیگر مشمول حکم آیات متشابه می شوند. دو مثال را در نظر بگیرید:

تشابهات در حوزه دانش!

خداوند استوار است و نشسته و نشسته – الرحمن عرش مساوی است – آیه متشابه، زیرا نگاه به آیه; «لا یَمْثَلِهِ» و مانند آن آیات محکم ثابت شده است که نمی توان معنای استوا را استوا و نشستن و برپایی انسان و لاجرم معنایی متناسب با مقام و مقام «خدا» دانست. . به خدا جسم نباش

واضح است که در این نوع آیات متشابه، با مراجعه به محاکم، معنای ظاهری و غلط این آیه از بین می رود و معنای معقول و مناسب معرفی و جایگزین می شود.

توجه به این مثال نشان می‌دهد که می‌توان باور کرد طی قرن‌ها از زمان نزول قرآن، آیات مشابه در زمینه تعلیم و تربیت به شدت حذف شده و به دادگاه تبدیل شده است.

فقها در اثبات «حدیث بحطاوی» و سرکوب مخالفان و نادیده گرفتن محاکم قرآن بر تشابه تکیه می‌کنند!

آیات متشابه در این زمینه مربوط به قوانین و فروع اجتماعی است و چون مصالح اجتماعی که احکام دینی بر آن تشریع می شود ثابت نیست و در طول زمان تغییر می کند و از سوی دیگر قرآن نازل شده است. بتدریج آیات مربوط به قوانین و فروع اجتماعی قهراً مشمول شباهت ها و ناهماهنگی ها می شود. (تفسیر مقیاس)

به عنوان مثال: مکانی است و بنابراین می توان از آن به عنوان قرآنی قدرتمند در تنظیم بخشی از روابط با دولت ها و ملل دیگر یاد کرد. اگر به آیات تعامل یا جنگ با اهل کتاب برسیم، انشاء الله آیات مشابه این آیه پرقدرت را خواهیم یافت. بیشتر بحث خواهیم کرد. اما در اینجا می خواهم به «حدیث بحطاوی» در اینجا اشاره کنم (که امروز هم برای ما مشکل دارد!) و بگویم که نه تنها آیات متشابه، بلکه احادیث متشابه را نیز باید در پرتو آیات قرآن فهمید. یک انیک و اگر آیات مغایرت داشت به ترتیب حدیث «دیوار» به دیوار بکوبید!

«رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر بعد از من اهل شک و بدعت دیدی، برائتشان را از آنها نشان بده… و آنها را فریب بده تا در اسلام طمع به فساد نکنند و مردم را بیم دهند و از بدعت هایشان عبرت نگیرند، خداوند با آن برای تو می نویسد. نیکی کنید و درجات شما را در آخرت بالا ببرد».

پس از من، هر گاه شبهه افکنان و بدعت گذاران را می دیدم، از آنان بیزاری می جستم… و آنان را مؤاخذه می کردم (یا شوکه می کردم) تا در تباهی اسلام طمع نکنند و مردم از آنان برحذر باشند و چیزی از آنان یاد نگیرند. نوآوری ها به همین دلیل است که خداوند برای شما ثواب می نویسد و درجات شما را در آخرت افزایش می دهد. “

برخی از فقها از جمله آیت الله الخویی و آیت الله کلبایکانی دلالت این حدیث بر جواز تهمت به بدعت گذاران را ذکر کرده اند.

البته «فقیهان شیعه تا قرن دوازدهم در مباحث فقهی خود بر این اصل بوده اند که حتی بدعت گذاران در دین را نیز نباید خطاکار دانست و دروغ گفتن به آنان را در صورت تلاش برای تخریب دین جایز نیست. شهید ثانی گفت: اما ما حق نداریم به خاطر ضایع کردن آن به آنها ظلم کنیم. [در حقیقت تمسک به آیه‌ی محکمه سوره‌ی مائده که در بالا بدان اشاره شد]متأسفانه از قرن سیزدهم نقطه سیاهی بر کتاب سفید فقه شیعه پدیدار شد و نظریه «تهمت زدن به بدعت گذاران برای خروج آنان از میدان» در فقه پدید آمد. این نظریه ابتدا در قالب این احتمال مطرح شد که تهمت می تواند به معنای تهمت باشد و سپس در تأیید این احتمال گفته شد: آنچه مانع از تهمت زدن با آنها می شود، برای «منفعت طلبی» جایز است و آنچه بالاتر از آن است. علاقه به آن دشنام دادن به او – گویا دزد است یا کافر یا زنا و لواط – او را رسوا کرد که مردم را از خود دور کند و دینشان را حفظ کند؟ با این تهمت، حتی اگر انسان در معرض آبروریزی قرار گیرد، دین و ایمان جامعه پابرجا می ماند! (سروش محلی)

شاید جالب باشد بدانید که آغاز تغییر این برداشت از حدیث و صدور حکمی نادرست، همزمان با تشکیل حکومت شیعی است؟! صفوی است که فقها به نحوی قدرت می گیرند و می توانند به جای قوه استدلال از قدرت توبه و سلاح تهمت علیه مخالفان استفاده کنند.

به نظر می رسد هر جا که حکومت به فقها داده شد (یا فقها و حاکمان منافع مشترک پیدا کردند) از کمیت استدلال آنها کاسته شد و شمشیر حاکمان و قدرت تهمت و قدرت تکفیر فقاهت کاهش یافت. . جایش را به استدلال عقلی برای مخالفت و انتقاد از حکومت و فقها داد.. صحنه بدر؟!

نکته قابل توجه این است که آیت الله شبیری زنجانی روایت «بهتوحم» را منطبق با آداب ائمه نمی داند و به نظر ایشان این روایت یا باید کنار گذاشته شود (بحث) و یا تفسیر (مول). او معتقد است ما جایی نداریم که ائمه مخالفان خود را با دروغ و تهمت بیرون کنند. قوام دین حقیقت است.

آیت الله الشبیری گفته است که این روایت نیز مغایر با شرع است. (حقایق حقوقی در حوزه قرآنی مانند محاکم قرآنی است)

یک خواننده باهوش امروز می تواند رگه های رنگارنگ غرور را در اطراف خود بیابد.

کارشناس مذهبی