بحران آب آشامیدنی، کشاورزی و آرسنیک


بحران آب آشامیدنی، کشاورزی و آرسنیک

دیدار نیوز_ * مصطفی مهدی زاده: میزان آب مورد نیاز برای مصارف خانگی در شهر همدان کمتر از ۲۰۰۰ لیتر در ثانیه است. به طور معمول میزان برداشت از سد اکباتان – که مهمترین منبع تامین آب شرب شهر همدان محسوب می شود – ۱۲۰۰ لیتر در ثانیه است. که در روزهای اخیر به ۴۰۰ لیتر در ثانیه رسیده و این میزان به زودی به صفر می رسد.

برای جبران کمبود آب، تصمیم حاکمیتی برای انتقال آب از ۱۴۰ کیلومتری، یعنی سد تلوار گرفته شد. میزان آب برداشتی از سد تلوار برای انتقال به همدان حدود ۶۰۰ لیتر در ثانیه است.

در روزهای اخیر موضوع غیربهداشتی بودن آب سد تلوار و آلودگی مشهود به آرسنیک در محافل مطرح شده است. کیفیت و سلامت آب آشامیدنی مهمترین بخش تامین، جایگزینی یا انتقال آب است. آرسنیک یکی از عناصری است که معمولاً در برخی از آب‌های کشور یافت می‌شود و برای انسان سمی است و می‌تواند انواع مختلفی از عوارض سلامتی را در افراد ایجاد کند. علاوه بر نوشیدن، آرسنیک از طریق پوست نیز قابل جذب است.

سازمان جهانی بهداشت میزان مجاز آرسنیک در آب را ۱۰ میلی گرم در لیتر یا ppb 10 اعلام کرده است که مورد تایید سازمان حفاظت محیط زیست نیز می باشد.

بر اساس شنیده ها و تحقیقات انجام شده و منابع آگاه، میزان آرسنیک در آب های سد تلوار ۷۰ میلی گرم در لیتر است که ۷ برابر حد مجاز است. بنابراین خطرات اتصال آب های سد تلوار به شبکه آبرسانی همدان بیش از کم آبی و قطعی های روزانه است.

حکایت مصرف زیاد آب در کشاورزی و راندمان کم آبیاری در ایران و البته همدان حکایت طولانی و دردناکی است که بیشتر افراد جامعه آن را می دانند.

حدود هفتاد درصد آب مصرفی همدان مستقیماً به بخش کشاورزی اختصاص دارد و میانگین راندمان آبیاری حدود ۳۰ درصد است. بر این اساس، هدر رفت آب در هیدروپونیک در کشور تعداد زیادی را نشان می دهد. اینکه متولیان باید از ابتدا و در سال هایی که بحران آب کمتر بود چاره ای اندیشیده می شد که محقق نشد. کاملاً واضح است که انداختن همه تقصیرها به پای دهقانان کاملاً اشتباه است و نقش آنها در شکل دادن به وضعیت کنونی بسیار کمتر از نقش مسئولان و سیاستگذاران است.

اول از همه، هیدروپونیک باید محدود و هدفمند باشد. به عنوان مثال کاشت سیب زمینی و هندوانه که به آب زیادی نیاز دارد و در استان به مقدار زیاد کشت می شود، اشتباهی مهلک است. برای هر اقلیم و منطقه، سیاست های کشاورزی باید با توجه به شرایط آب و هوایی و خاک آن منطقه تدوین شود. وی پس از اجرای این اقدامات به سمت اصلاح روش آبیاری برای افزایش راندمان آبیاری و به اصطلاح مصرف بهینه آب با استفاده از روش هایی که هدر رفت آب کمتری دارند، رفت.
موضوع مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که مساحت اراضی کشاورزی آبی بیش از دوازده درصد مساحت کشور نباشد. بیش از هفتاد درصد کشاورزی ما به کشاورزی دیم (کشاورزی بدون آبیاری) اختصاص دارد. با این توضیحات، بخش کوچکی از کل حجم کشاورزی کشور را «آب‌بار» می‌گویند که طبیعتاً برنامه‌ریزی و نظارت آسان‌تر خواهد بود.

در برنامه‌ریزی‌هایی که برای مصرف بهینه آب در کشاورزی انجام می‌شود، باید مجموعه‌ای از محصولاتی که به مقدار زیادی آب نیاز دارند حذف شوند یا کشت آن‌ها به مناطق خاصی محدود شود. به عنوان مثال، یک هندوانه آب زیادی مصرف می کند و صادرات آن درآمد کمتری نسبت به صادرات آب مصرفی (میزان آبی که برای پرورش این گیاه مصرف می شود) دارد.

یکی از نکات دیگری که در برنامه ریزی فوق الذکر باید مورد توجه قرار گیرد، استفاده از ارقام با نیاز آبی کمتر است. به عنوان مثال در گندم، رقم سرداری برای بارگیری نیاز به آب زیادی دارد و برخلاف ارقامی مانند تاک آپ و باران که مصرف آب کمتری دارند، نسبت به رقم سرداری محصول با کیفیت بالاتر و بهتری تولید می کند، اما به دلیل اینکه کشاورز آموزش دیده ما ندیده است او از این موضوع اطلاعی ندارد و وزارت جهاد کشاورزی مجبور شد ارقام مناسب را معرفی و به نمایش بگذارد و در اختیار کشاورزان قرار دهد که متاسفانه این اتفاق نیفتاد.

با این تفاسیر می توان نتیجه گرفت که نقش مسئولان و حکمرانی بی برنامه و نادرست متولیان بسیار قوی تر و بیشتر از نقش خشکسالی و کم بارانی در چهار دهه گذشته بوده است. امیدواریم اراده ای وجود داشته باشد که مشکل فعلی در دولت بدون قربانی کردن سلامت آب و مردم برای تامین آب سریعتر و تامین زودهنگام حل شود.

*کارشناس کشاورزی